محمد ابراهيم آيتى

10

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

اما كلبى نسّابه دربارهء « مناة » مىگويد كه : « على » براى ويران ساختن آن رفت و دو شمشير « حارث بن أبى شمر غسّانى » يعنى « رسوب » و « مخذم » را كه « حارث » به « مناة » إهدا كرده بود به دست آورده نزد رسول اكرم آورد و آن حضرت هر دو را به وى بخشيد [ 1 ] . قبيلهء « حمير » و أهل « يمن » را در سرزمين « صنعاء » بتخانه‌اى به نام « رئام » بود . در حضر موت بتى داشتند به نام « جلسد » [ 2 ] به صورت يك قطعه سنگ سفيد كه قطعه سنگ سياهى را به جاى سر بر فراز آن نصب كرده بودند . قبيلهء « بنى ربيعة بن كعب بن سعد بن زيد مناة بن تميم » بتخانه‌اى به نام « رضاء » داشتند . قبايل « بكر بن وائل » و « تغلب بن وائل » و « إياد » را در سرزمين « سنداد » بتى به نام « ذو الكعبات » بود . طايفه‌اى از « بنى عذره » بتى به نام « شمس » داشتند . ابن اسحاق گويد : « اهل هر خانه را نيز بتى بود كه در آغاز سفر و هنگام سوار شدن و نيز در هنگام بازگشت از سفر ، پيش از هر كارى دست به آن مىسودند [ 3 ] . اما در عين بت‌پرستى ، آداب و رسومى از قبيل تعظيم كعبه ، طواف ، حجّ و عمره ، وقوف عرفات ، وقوف مزدلفه ، قربانى شتران و تلبيهء حج و عمره از زمان حضرت ابراهيم در ميان ايشان باقى مانده بود و در همين آداب هم حق و باطل را به هم آميخته بودند . چنان كه « كنانه » و « قريش » در موقع محرم شدن و تلبيه گفتن چنين مىگفتند : « لبّيك ، اللّهمّ لبّيك ، لبّيك لا شريك لك إلّا شريك هو لك ، تملكه و ما ملك » [ 4 ] .

--> [ 1 ] - ر . ك : الاصنام ، ص 15 . [ 2 ] - نام بتى است كه جوهرى آن را در ماده « جسد » ذكر كرده و لام را زائد گرفته است . [ 3 ] - ر . ك : سيرة النبى ، ج 1 ، ص 81 - 95 . ترجمه تاريخ يعقوبى ص 332 . [ 4 ] - تلبيهء مخصوص هر يك از قبايل را در ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ص 333 - 334 بنگريد . ترجمهء اين تلبيه اين است : بلى ، خدايا بلى ، بلى براى تو انبازى نيست جز انبازى كه او از آن تو است ، تو او را مالكى و او مالك نيست ( و يا تو او را و هر چه را او مالك است مالكى ) . ه .